در
طی 26 سال
اخیر
نیروهای
اپوزسیون
به اهمیت
اصل اتحاد
برای
رفراندم
و مبارزه
از طریق
نافرمانی
مدنی ایمان
برده اند
ولی
متاسفانه
فرهنگ
سیاسی ما
ایرانیان
تا کنون
مانع
سازماندهی
نیروهای
اپوزسیون
شده است.
باید
اعتراف کرد
که در حال
حاضر
هیچگونه
هماهنگی و
همکاری جدی
مابین
احزاب و
سازمانهای
مختلف وجود
ندارد.
اگرما
دقیقا به
برنامه ها و
موقعیت این
گروه ها
نگاه کنیم
مشاهده می
کنیم که
چطور
نیروهای
اپوزسیون
با وجود
داشتن
اهداف
مشابه با هم
در نفاق بسر
می برند.
این
اختلافات
درچند دهه
اخیر جامعه
و فرهنگ
ایرانی را
بیش از پیش پولاریزه
کرده و در
نتیجه مردم
از سیاست و
سیاست
مداران
مایوس شده
اند.
یکی
از
بزرگترین
اشتباهات
احزاب و
سازمانهای
نیروهای
اپوزسیون
خلاصه کردن
بحث سیاسی
و آینده
کشوربه
موافقت یا
مخالفت با
نظام
پادشاهی و
یا جمهوری
است زیرا که
اگر
نیروهای
اپوزسیون
واقعا به
دمکراسی
مردمی
ایمان
دارند می
بایست در
وحله اول با
تاکید به
اهداف
مشترک و راه
حل سیاسی
شرایط لازم
برای اتحاد
و
ائتلاف
نیروهای
موتقد به
دمکراسی
مردمی را
ایجاد کنند.
در آن
مرحله
نیروهای
اپوزسیون
قادر
خواهند بود
یک
آلترناتیو
سیاسی را به
ملت ارئه
کرده و
قدمهای
بعدی را جهت
مبارزه
نافرمانی
مدنی بدون
خشونت
بردارند.
اگر ما
واقعا
خواهان
استقرار
دمکراسی
هستیم باید
یاد بگیریم
که از
تندروی
سیاسی - نفاق
و اختلافات
برسر مسائل
جزئی دوری
ورزیم.
در
یک جامعه
مدرن
امروزی ما
دیگر نمی
توانیم به
رهبری یک
فرد اتکا
کنیم زیرا
که ملت
ایران
احتیاجی به
قیم ندارد.
در عوض هر
یک از ما
باید عهده
دار بخشی از
حرکت
اپوزسیون
شویم و با
همکاری هم
به جامعه
مدنی تقویت
بخشیم.
هر یک از ما
موظفیم که
آگاهانه با
شرکت
فعالانه در
سازمانهای
مدنی نقش
خود را ایفا
کنیم. در این
مرحله
استفاده از
افراد
متخصص در
سازماندهی
احزاب
سیاسی بر
پایه اصول
مدرن علوم
سیاسی امری
ضروری است.
متاسفانه
تا کنون
احزاب
وسازمانهای
اپوزسیون
به روال معمول در
محور شخص
پرستی
بنیاد شده
اند. این
حقیقت در
احزاب و
تشکیلات چپ
و راست که هر
کدام به
چندین فرقه
تقسیم شده
اند مشاهده
می شود.
راه
حل چیست؟
از
دیدگاه من
راه حل
ادغام
احزاب و
سازمانها
به سه و یا
چهار گروه
که هر کدام
با داشتن
استقلال
سازمانی
بدلیل
موقعیت خاص
سیاسی
ایران با هم
ائتلاف
کرده تا ما
بتوانیم به
اهداف
مشترک - آشتی
ملی و
دمکراسی
مردمی دست
یابیم. در
این روند ما
نیاز به جلب
اندیشه های
نسل جوان
داریم.
این
جوانان
هستند که می
بایست در
صطح رهبری
با ایده های
سیاسی
نوین
آلترناتیو
جدیدی را
تشکیل دهند.
در
این مقطع
زمان تنها
هدف اتحاد و
جایگذینی
نظام ولایت
فقیه است تا
پس از
آزادی
زندانیان
سیاسی شریط
لازم
بمنظور
فعالیت
احزاب و
انتخابات
آزاد برای
تعیین
حکومت
مشروع مهیا
گردد.
سر
انجام
مسئله
تعیین نظام
و انتخاب
مابین
مشروطه
سلطنتی و
مشروطه
جمهوری (مشروطه
بمعنای
قانون) با
رای مردم
مشخص خواهد
شد.
ولی
تا آن زمان
وظیفه هر
ایرانی است
که با
دیدگاهی
نوین در راه
اتحاد ملی و
دسیتیابی
به دمکراسی
مردمی قدمی
مثبت
بردارد.